close
تبلیغات در اینترنت

عشق مورچه ....

به سایت داستان های پند آموز و زیبا خوش آمدید.

داستان های پند آموز و زیبا

تبلیغات

داستان3را

آخرین ارسال های انجمن

عشق مورچه ....

بازدید : 55 |
تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392 زمان : 23:21

 

روزی مورچه ای دانه درشتی برداشته و در بیابان میرفت

از اون پرسیدند : کجا میروی ؟

گفت : میخواهم این دانه را برای دوستم که در شهر دیگریست ببرم

گفتند : واقعا که مسخره ای !! تو اگر هزار سال هم عمر کنی نمیتوانی اینهمه راه را پشت سر بگذاری و از کوهستانها بگذری تا به او برسی !!

مورچه گفت مهم نیست ، همین که من در این مسیر باشم او خودش میفهمد که دوستش دارم.

 

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
نویسنده : Queen | نظرات ()

آخرین مطالب ارسالی

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی